سه‌شنبه، فروردین ۱۸، ۱۳۸۸

مشارطه 1


روزها می گذرد و با قلم خود پهنه سفید زندگی ما را نقش می زند . نقش هایی گاه روشن و زنده ... و گاه خمود و تاریک . چرا ؟ آن چه برسفیدی کاغذ زندگی ما می نشیند از چیست؟ آیا یک رویداد به ذات خود بد یا خوب است ؟ یا آنچه یک رویداد را بد یا خوب می کند ، نگرش ما و طرز برخورد ما با آن رویداد است ؛ و از این جاست که یک اتفاق یکسان برای یکی می تواند فاجعه باشد ولی برای دیگری یک فرصت.
امروز مشارطه می کنم که:
همه آدم ها را مثبت ببینم و اگر عمل بدی هم از آنها بر من بود ، بازنسبت به آن عمل برخوردی کنم که ذهنم سیاه و کدر نشود و فرصتی شود برای خودسازی من.
اتفاقات روزمره را ساده و آرام نظاره خواهم بود و در گرداب سیاهی ها غرقه نخواهم شد.
غیبت از آدم ها را نه خواهم گفت و نه خواهم شنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر